�ی��� ����ی�� ���ی� ��� شتر چران بیابان نشین داناتر از پیامبر الهی !!! - عطش عشق
سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان



شتر چران بیابان نشین داناتر از پیامبر الهی !!! - عطش عشق






درباره نویسنده
شتر چران بیابان نشین داناتر از پیامبر الهی !!! - عطش عشق
سید حامد حکیمی پور
بسم رب المهدی.به نام آنکه سینه مان آکنده از عشق اوست و دیدگانمان در فراق او خون می گرید. در این وبلاگ سعی شده ضمن بیان عقاید شیعیان اثنی عشری و بدور از محیط خشک و بی روح کلامی،مجموعه ای از محبوبترینهای مذهبی خوانندگان عزیز جمع آوری شود.باشد که تحفه ای گردد به درگاه آنکه چشمانمان به راهش دوخته.
آیدی نویسنده
تماس با نویسنده

موضوعات مطالب
مناسبتهای اسلامی[36] . موعود[23] . غدیر ، ولایت ، امامت[19] . موبایل اسلامی[11] . قالب های مذهبی[9] . ملکوتیان[9] . حماسه حسینی[7] . عبرتهای زمان[7] . گالری اسلامی[5] . لوگوهای حمایتی .
آرشیو وبلاگ
لاگهای سال 1385
لاگهای سال 1386
لاگهای سال 1387
لاگهای سال 1388
لاگهای سال 1389


لینکهای روزانه
نرم افزار اسلامی موبایل [8]
صغیر اصفهانی [245]
پـــارس تــــولـــز [117]
تالار گفتمان برسا [106]
موسسه حضرت ولی عصر (عج) [166]
[آرشیو(5)]


لینک دوستان
غـایــب
کلوب من
لیله القدر
اسوه زمان
سجاده من
حیات طیبه
قرار شبانه
رخ اندیشه
بیقرار ظهور
مهسا آنلاین
دفتر خاطرات
دلتنگی عزیز
عروج روحانی
حضرت عشق
خدای مهربون
پرچمدار هدایت
تنهاترین سردار
غریب ترین مداح
عبد الرضا هلالی
حمید رضا علیمی
یا اباصالح ادرکنی
نسیمی از بهشت
چیز هایی که نگفتم
حزب اللهی مدرنیته
یا لثارات الحسین (ع)
طلاب حوزه علمیه قم
اللهم عجل لولیک الفرج
سیدجواد ذاکر حمید علیمی
وجود با وجود
پیاده تا عرش
بچه دانشجو !
یوسف زهراء
یا علی مدد
مستبصر
سوز عشق
همکلاس
عمومی
در سایه سار معرفت
وبلاگ اس ام اس
خلوت تنهایی
اس ام اس عاشقانه
مسیح اندیمشک
هـــــــو یا عـــلــــی
زندگی
موتور سنگین
شیرین الحکایات
رنـــگــارنــگ
..:: نـو ر و ز::..
دکتر رحیم پور ازغدی
با خاطرات تبیانیون
شهید جاودانی (کمیل)
انتظار
وبلاگ جامع دفاع مقدس
مشهد وبلاگ
اندیشه اسلامی
مذهب عشق
عطش عشق
وبلاگ قالب
قالب سازمذهبی

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
شتر چران بیابان نشین داناتر از پیامبر الهی !!! - عطش عشق


لوگوی دوستان
















آمار بازدید

کل بازدیدها : 207180

بازدیدهای امروز : 31

بازدیدهای دیروز : 34

 RSS 

   

ابن قتیبه می نویسد : ((ابوبکر گفت : ....پس از پیامبر خداوند مردم را به حال خود وانهاد تا با هماهنگی،رهبری را برای مصالح خویش برگزینند....آنها هم مرا به ولایت برگزیدند.... ))

*** نکته : ابوبکر تأکید دارد که پیامبر مردم را به حال خود رهاکرده و رهبری را پس از خود انتخاب نکرده.***

طبرى و سایر مورخین مى نویسند که ابوبکر در مرض مرگ خود، عثمان را طلبید و گفت بنویس
:
بسم الله الرحمن الرحیم.اینست آن عهد و وصیتى که ابوبکر بن ابى قحافه به مسلمانان مى کند: اما بعد، و پس از آن بیهوش شد و مطلب از دست او بدر رفت . عثمان از پیش خود نوشت: اما بعد، من عمر بن خطاب را خلیفه براى شما قرار دادم . و من نسبت به شما در انتخاب بهتر از او کوتاهى نکرده ام.
و سپس ابوبکر به هوش آمد و به عثمان گفت: براى من بخوان! عثمان آنچه را که نوشته بود براى او خواند. ابوبکر تکبیر گفت و گفت: چنین مى یابم که ترسیدى اگر من در این بى هوشى ناگهان بمیرم، مردم در امر خلافت اختلاف کنند؟!..............الخ.

*** نکته : ابوبکر در هنگام مرگش مقدمات انتخاب رهبری را مهیا کرد و میدانست اگر جانشین انتخاب نکند مردم اختلاف و فتنه به پا خواهند کرد.***

ابونعیم ، مسلم ، بیهقی و ابن قتیبه در کتابهای خود با قلم های متفاوت می نویسند :
عمر درهنگام فرارسیدن اجلش به فرزند خود عبدالله گفت: نزد عایشه برو واز او اجازه بگیر تا مرا پس از مرگم نزد قبور ابوبکر و پیامبر دفن کنند.
عبدالله چنین کرد. عایشه گفت :با کمال میل می پذیرم . پسرم سلام مرا به عمر برسان وبه او بگو :امت محمد (ص) را بی سرپرست رها نکن و کسی را به عنوان جانشین برگزین که من خوف فتنه و آشوب دارم .

*** نکته : عایشه می دانست که جامعه به رهبر نیاز دارد و رها کردن آن بدون رهبر قبیح ومورد سرزنش است .***

عبدالله عمر را در جریان گذاشت و به او گفت : ای امیرالمؤمنین ! مردم می گویند تو کسی را به جانشینی خود بر نگزیده ای .در صورتی که اگر شتربان یا شبانی داشتی که گله را رها می کرد و نزد تو می آمد، او را ملامت و سرزنش می کردی و او را مقصر می دانستی (کنایه از اینکه چگونه بدون انتخاب جانشین به پیامبر جواب گو هستی ؟).توده مردم بیش از گله گوسفند و گاو وشتر به ولی و سرپرست نیاز دارند . اگر تو با این حال بر خدای خود وارد شوی چه پاسخی برای او خواهی داشت ؟ و ............الخ.

** نکته : عبدالله فرزند عمر با آن همه جوانی وکم تجربگی می دانست که قبح رها کردن یک امت بدون رهبر کمتر از رها کردن گله گوسفند بدون چوپان نیست.***
به تبع خلفاء معاویه مردم را برآن داشت تا پس از او با فرزند منحوسش یزید (لعنهما الله) بیعت کنند و گفت : ((من کراهت دارم از اینکه امت محمد(ص) پس از من مانند گوسفندان بدون چوپان باشند. ))

*** نــــتــــیـــجـــه :
عایشه (با ضمیمه قول امام علی (ع) که فرمود: النساء ناقصات العقول) ، ابوبکروعمر ومعاویه با آنکه یقینا از علم و قدرت عقلی پیامبر(ص) چیزی بیشتر نداشتند و عبدالله بن عمر که در عنفوان جوانی و کم تجربگی بود ، همگی با توجه به ضرورت مساله خلافت و با توجه به حکم منطقی عقل میدانستند که رها کردن امت بدون سرپرست موجب فتنه و فساد خواهد شد و کاری مخالف با عقل منطقی است.
حال چگونه است که اهل سنت قائلند که رأفت پیامبر الهی پس از تحمل این همه سختی و شکنجه نسبت به امتش کمتراز رأفت چوپان نسبت به گوسفندانش و ارزش امتش نزد او کمتر از ارزش گوسفندان یک گله نزد چوپانشان است؟؟؟
چگونه است که خلیفگان اومیدانستند نباید امت را بدون رهبر وانهاد اما خودش که هیچ ، خدای او هم این ضرورت را نمیدانست؟؟؟



نویسنده » سید حامد حکیمی پور » ساعت 5:59 عصر روز سه شنبه 86 آذر 27